3/12/2004
3/11/2004
چند روزي نيستم.
چمدانم را از زير زمين در آوردم. شامپو , مسواك, لباس زير , يك جفت كفش و يك دست لباس اضافي , ورقه هايي كه بايد همراه ببرم , كتاب اشعار فروغ ... پاس پورتم كو؟
حس غريبي دارم. حس غربيه بودن . هميشه غريبه بودن.
از آن حس ها كه به تو دست مي دهد وقتي هر روز اسم خودت را صد بار با صد تلفظ گوناگون مي شنوي. آنقدر كه ديگر نامت براي خودت هم غريبه مي شود.
حس دل بستن به صدايي كه نامت را بدرستي آواز مي دهد و ديگر هيچ از او نمي داني. تنها مي داني كه تو را به نام خودت مي خواند.
حس غريب بودن , غريبه بودن 18 سال است كه با من همخانه شده است. و ترس از به زبان آوردن اين حس , ترس از غريب بازي و جلب ترحم گلويم را فشار مي دهد.
چند روزي نيستم . سفرم تفريحي نيست. راستش گاه اصلا مي مانم كه چرا مي روم. مدتهاست اداي آدمهاي بزرگ را در نياورده ام و خودم را قاطي بزرگترها نكرده ام. ( چند وقت پيش در استكهلم براي مدت كوتاهي اين كار را كردم وقتي احساس كردم كه دارم سيبيل در مي آورم دست كشيدم) (پس نپرس كه چرا مي روم . وقتي برگشتم نپرس كه چه شد. فقط به تو قول مي دهم نگذارم سيبيل هايم در آيد )
احساس غريبي اي عجيبي دارم. پاس پورتم كو ؟
چمدانم را از زير زمين در آوردم. شامپو , مسواك, لباس زير , يك جفت كفش و يك دست لباس اضافي , ورقه هايي كه بايد همراه ببرم , كتاب اشعار فروغ ... پاس پورتم كو؟
حس غريبي دارم. حس غربيه بودن . هميشه غريبه بودن.
از آن حس ها كه به تو دست مي دهد وقتي هر روز اسم خودت را صد بار با صد تلفظ گوناگون مي شنوي. آنقدر كه ديگر نامت براي خودت هم غريبه مي شود.
حس دل بستن به صدايي كه نامت را بدرستي آواز مي دهد و ديگر هيچ از او نمي داني. تنها مي داني كه تو را به نام خودت مي خواند.
حس غريب بودن , غريبه بودن 18 سال است كه با من همخانه شده است. و ترس از به زبان آوردن اين حس , ترس از غريب بازي و جلب ترحم گلويم را فشار مي دهد.
چند روزي نيستم . سفرم تفريحي نيست. راستش گاه اصلا مي مانم كه چرا مي روم. مدتهاست اداي آدمهاي بزرگ را در نياورده ام و خودم را قاطي بزرگترها نكرده ام. ( چند وقت پيش در استكهلم براي مدت كوتاهي اين كار را كردم وقتي احساس كردم كه دارم سيبيل در مي آورم دست كشيدم) (پس نپرس كه چرا مي روم . وقتي برگشتم نپرس كه چه شد. فقط به تو قول مي دهم نگذارم سيبيل هايم در آيد )
احساس غريبي اي عجيبي دارم. پاس پورتم كو ؟
3/10/2004
در هفت مارس چيزي نوشتم كه سوالات مختلفي را پديد آورد. راستش خودم هم از خودم توقع نداشتم چنين چيزي را بنويسم. بعضي دوستان هم سوال كردند آيا از آنها هم تشكر مي كنم يا نه .
امروز هم ميلي از يك دوست كمي نزديكتر ( همين كوچه بغلي تو استكهلم ) به دستم رسيد كه بعد از مدتي زبان درازي و اخم و تخم در ميل از من پرسيده بود چرا از مردان تشكر كرده ام. و چرا روز زن را به زنان و مردان تبريك گفته ام.
به نظر من بسياري از مردان نيز در اين جنبش همراه ما هستند. به وجودشان نياز داريم و بايد باشند. اگر روز زن را روز برجسته كردن مسائل و مشكلات زنان بدانيم آنها نيز در اين برجسته سازي شريك هستند. اين روز براي آنان نيز ارزشمند و گرامي است.
من مردان زيادي رامي شناسم كه با فمينيسم نان در مي آورند. مردان زيادي كه خود را در مجالس فمينيست ميخوانند . تز هاي دانشگاهي شان را در مورد فمينيسم مي نويسند اما در خانه از هر آخوندي بدتر رفتار مي كنند .
من مرداني را نيز مي شناسم كه بدون هيچ ادعايي , زنان را انسانهايي برابر با خود مي دانند و هرگز از حقي كه اجتماع در برتري به آنها داده است استفاده نمي كنند.
من زناني را مي شناسم كه " فمينيست " هستند و با همزيست هاي خود چنان رفتار مي كنند كه انگار مالك آنان هستند. در خانه آنها تنها رل ها عوض شده است. سالار منشي اما به جاي خود باقي است.
فمينيسم علم تغيير جامعه به سمت يك جامعه برابر است. اگر مرداني در اين علم و انديشه با ما همراه هستند روز زن را روز آنان نيز مي دانم.
اما از طرف ديگر حرف اين دوست را درست مي دانم. من از مرداني كه دستانشان قفس نيست تشكر كردم. چرا كه آنها از حق انتخاب خود چنين استفاده كرده اند.
اين حرف زياد درست نيست. ما زنان فمينيست حق انتخاب نداريم. اما آيا مردان فمينيست حق انتخاب دارند ؟ حق انتخاب آنها هم ميان آزاده بودن و زندانبان بودن است. و يك انسان قادر نيست زندانبان باشد.
نه . نوشته من درست نبود.
آقايان...من اشتباه كردم.تشكر از شما هم دليلي نداشت.
امروز هم ميلي از يك دوست كمي نزديكتر ( همين كوچه بغلي تو استكهلم ) به دستم رسيد كه بعد از مدتي زبان درازي و اخم و تخم در ميل از من پرسيده بود چرا از مردان تشكر كرده ام. و چرا روز زن را به زنان و مردان تبريك گفته ام.
به نظر من بسياري از مردان نيز در اين جنبش همراه ما هستند. به وجودشان نياز داريم و بايد باشند. اگر روز زن را روز برجسته كردن مسائل و مشكلات زنان بدانيم آنها نيز در اين برجسته سازي شريك هستند. اين روز براي آنان نيز ارزشمند و گرامي است.
من مردان زيادي رامي شناسم كه با فمينيسم نان در مي آورند. مردان زيادي كه خود را در مجالس فمينيست ميخوانند . تز هاي دانشگاهي شان را در مورد فمينيسم مي نويسند اما در خانه از هر آخوندي بدتر رفتار مي كنند .
من مرداني را نيز مي شناسم كه بدون هيچ ادعايي , زنان را انسانهايي برابر با خود مي دانند و هرگز از حقي كه اجتماع در برتري به آنها داده است استفاده نمي كنند.
من زناني را مي شناسم كه " فمينيست " هستند و با همزيست هاي خود چنان رفتار مي كنند كه انگار مالك آنان هستند. در خانه آنها تنها رل ها عوض شده است. سالار منشي اما به جاي خود باقي است.
فمينيسم علم تغيير جامعه به سمت يك جامعه برابر است. اگر مرداني در اين علم و انديشه با ما همراه هستند روز زن را روز آنان نيز مي دانم.
اما از طرف ديگر حرف اين دوست را درست مي دانم. من از مرداني كه دستانشان قفس نيست تشكر كردم. چرا كه آنها از حق انتخاب خود چنين استفاده كرده اند.
اين حرف زياد درست نيست. ما زنان فمينيست حق انتخاب نداريم. اما آيا مردان فمينيست حق انتخاب دارند ؟ حق انتخاب آنها هم ميان آزاده بودن و زندانبان بودن است. و يك انسان قادر نيست زندانبان باشد.
نه . نوشته من درست نبود.
آقايان...من اشتباه كردم.تشكر از شما هم دليلي نداشت.
ولتر : من حاضرم جانم را بدهم تا تو كه مخالف من هستي حق داشته باشي حرفت را بزني.
آزاديخواه نماي ايراني : من حاضرم كمي تا قسمتي جانم را بدهم ( البته ترجيح مي دهم كه در اين امر ديگران داوطلب شوند ) تا توي احمق زبون نفهم كه مخالف من هستي سر عقل بيايي و مثل بچه آدم بيايي و حرف حساب را كه حرف من و طرفداران من است بزني . و گرنه هر چي ديدي از چشم خودت ديدي.
************************
شايع شده است كه سايت زنان ايران فيلتر شده است. آيا بچه هايي كه در ايران هستند مي توانند صحت يا سقم اين شايعه را تاييد كنند ؟
آزاديخواه نماي ايراني : من حاضرم كمي تا قسمتي جانم را بدهم ( البته ترجيح مي دهم كه در اين امر ديگران داوطلب شوند ) تا توي احمق زبون نفهم كه مخالف من هستي سر عقل بيايي و مثل بچه آدم بيايي و حرف حساب را كه حرف من و طرفداران من است بزني . و گرنه هر چي ديدي از چشم خودت ديدي.
************************
شايع شده است كه سايت زنان ايران فيلتر شده است. آيا بچه هايي كه در ايران هستند مي توانند صحت يا سقم اين شايعه را تاييد كنند ؟
گزارش نخستین سمینار آن لاین زنان ایرانی
( گزارشی را که دوستان سایت زنان ایران تهیه کردند به دلیل فیلتر شدن سایت در ایران ، در پایین همین گزارش می گذارم)
خوب، به علت تنبلی اینجانب ، گزارش مفصل بچه های سایت زنان روی نت قرار گرفت و برای شما قابل استفاده است . من فکر کردم که آنچه در حاشیه اتفاق افتاد را برایتان اینجا بنویسم. مسائلی که می توانست این حرکت را که با چشم انداز پدید آوردن دیالوگی موثر بین زنان فعال در داخل و خارج از کشور شروع شده بود ، همچون دیگر حرکت های آن لاین به شکست برساند که خوشبختانه چندان موثر نبود.
از ساعت نزدیک به هشت شب به وقت تهران آن لاین شده بودیم تا دوستان سخنران در اتاق حاضر شوند و میکرفن ها را امتحان کنند. تا لیست مدعوین چک شود و دعوت ها انجام شود. بچه ها فوق العاده خوشحال بودند و پر انرژی با هم به گفت و گو می پرداختند و این کجاست و. آن چی شد و فلانی چرا آن لاین نشده دائما پشت میکروفن و در نوشتار داخل اتاق خوانده می شد.
نزدیک به 9 بود که دعوت ها به اتاق شروع شد. به تمام دوستان حاضر در اتاق تذکر داده شد که اگر مایلند کسی را به اتاق دعوت کنند این کار را از طریق ادمین ها انجام دهند تا بتوانیم کنترلی روی رفت و آمد های اتاق داشته باشیم. قبلا اعلام شده بود که اتاق به شکل بسته اداره می شود . این کار دلایل مختلفی داشت که از جمله شرکت فعالتر زنان در بحث و نیز حفظ امنیت دوستان مقیم ایران از آن جمله بود.
بحث اتاق از قبل مشخص شده بود. چشم انداز ها و آینده جنبش زنان. سایت زنان ایران قبلا برای تمام تشکل های زنان و زنان مستقل و بدون تشکل دعوت نامه هایی فرستاده بود و از آنان خواسته بود که چنان که مایل به شرکت در جلسه به عنوان شنونده و یا سخنران هستند تماس بگیرند. در این رابطه تعداد زیادی اعلام آمادگی برای سخنرانی و یا شرکت در سمینار را کرده بودند.
مسلم است که وقتی در اتاقی 100 نفر شرکت دارند و وقت هم محدود است ، همه صد نفر نمی توانند سخنران باشند.
محدود سخنرانانی که مایل بودند در رابطه با موضوع پیشنهادی بحث کنند با توجه به سرعت آنان در جواب دادن به دعوت نامه ها و اعلام آمادگی ایشان در مورد موضوع بحث در نظر گرفته شد و لیست بسته شده بود. بعد از بسته شدن لیست هم تعداد زیادی از دوستان تمایل خود را برای شرکت در سخنرانی ابراز کردند که برگزار کنندگان تصمیم گرفتند که اگر امکان برگزاری مجدد چنین برنامه هایی بود ، از این دوستان استفاده کنند.
در ابتدای برنامه چند نفر از من و دیگر دوستان خواستند که وقت سخنرانی بگیرند. و من و دیگر دوستان به ایشان شخصا توضیح دادیم که لیست سخنرانان بسته شده و ایشان اگر مایل باشند در وقت بحث آزاد شرکت کنند که بسیاری قبول کردند.
من حتی این را در اتاق نیز اعلام کردم که این که کسی در اینجا به عنوان سخنران شرکت کرده است و دیگری به عنوان شنونده ابدا به برتری یکی به دیگری مربوط نیست بلکه تماما بر اساس وقت محدود ما و الویت دوستانی که زودتر تماس گرفتند بود.
خانم قرایی که در استکهلم زندگی می کند در قسمت نظر خواهی میکرفن را گرفت و گفت که من نه خاتمی چی هستم و نه اصلاح طلب و شما به من وقت سخنرانی ندادید. من از شادی صدر خواستم که توضیح بدهد و ایشان گفتند که شما در قبال دعوت سایت ،اعلام کردید که مایل به سخنرانی هستید ، اما وقتی من میل فرستادم و خواستم که موضوع سخنرانی خود را بگویید جوابی از شما نگرفتم و حساب بر این گذاشتم که منصرف شده اید و از آنجا که دوستان دیگری تقاضای صحبت کرده بودند وقت به ایشان داده شد. خانم قرایی که از این پاسخ راضی نبود همه را طرفداران رژیم اعلام کرد که مایل به شنیدن سخن مخالف نیستند.
نظم اتاق با ورود زهرا اشراقی به هم خورد. برای من شخصا این نام خاطره خوشی به دنبال ندارد. نامی که با نام خمینی گره خورده است هرگز نمی تواند خوشایند باشد. البته باید بگویم که بجز این مورد چیز زیادی از ایشان نمی دانم ، جز آنکه در مصاحبه ای به حجاب اجباری اعتراض کرده بود و بعدا آن را پس گرفت که این نشانگر آن است که با توجه به شرایط خانوادگی ، پدربزرگ و شوهر و ... قادر به ابراز عقیده نیست.
اما ایشان نیز به اندازه هر زن دیگری حق حضور در اتاق را داشتند. با ورود زهرا اشراقی به اتاق پرسش و پاسخ های نوشتاری شروع شد. اول از ایشان پرسیدند که آیا نوه خمینی است یا نه و وقتی جواب مثبت گرفتند فحاشی و توهین شروع شد. فحش ها و توهین ها شامل پدربزرگ ایشان می شد و نه خود ایشان. با این مبنا که پدر بزرگت چنین و چنان کرد. حتی به برگزار کنندگان توهین شد که به ایشان اجازه حضور در اتاق داده شده است.و جلسه را جلسه ملی مذهبی ، اصلاحطلبان، مزدوران رژیم خواندند ( خانم قرایی هم در این مورد لطفشان شامل حال ما شد) کسی که فحش می داد و با نام مستعار در اتاق حضور داشت توسط ادمین ها به اتاق دعوت نشده بود ( من این را پرس و جو کردم ) یعنی با توجه به مقرارت اتاق وجود ایشان در اتاق خارج از قوانین بود .البته با دیدن مکالمات و دم به دم دادن ایشان می شد حدس زد که چگونه به اتاق آمده اند .یعنی همین خود کافی بود که بر طبق مقررات اتاق بشود ایشان را از اتاق اخراج کرد.اما من باز هم تذکر دادم و از ایشان خواستم که توهین نکنند وگرنه از اتاق اخراج می شوند . زهرا اشراقی در اینجا در پیامی نوشتاری گفتند که توهین های ایشان از نظر او اشکالی ندارد. و مایل نیستند که به خاطر خودش کسی حذف شود.مسئله نسبتا منتفی شد. آن خانم یا آقا ( حدس می زنم چون هرگز حرف نزد آقا بود ، ولی فرقی هم نمی کند ) به فحاشی ادامه داد . البته اسم این کار خود را افشاگری گذاشت ولی برای من عجیب است که انسانهایی هستند که چنین شعور دیگران را دست کم می گیرند و اسم چنین برخوردی را افشا گری می گذارند.
این که خمینی چه کرده است بر همه ما واضح است. فکر می کنم انسان بی سوادی در دهکوره های بدون امکانات آفریقا هم امروز اسم خمینی را به جلادی و جنایت شنیده باشد. اما اینکه کسی بعد از این همه سال در جمع زنان ایرانی فعال در داخل و خارج از کشور( که مسلما خود از زخمی ترین ها در اثر این جنایات هستند ) با نام جعلی ، بیاید و اینها را با شعار و فحش تکرار کند و اسمش را هم بگذارد افشا گری به نظر من از درصد شعور بسیار پایینی برخوردار است ، من فکر می کنم که تنها انسانهای بی شعور هستند که شعور مردم را دست کم می گیرند و در صدد ارشاد مردم از طریق توضیح واضحات دارند.
من مخالف رژیم ج.ا هستم. خمینی را به عنوان بنیانگذار یک رژیم خونخوار ، جنایت کار می دانم ، و مسلم می دانم اگر در جایی ، بخصوص در محافل غیر ایرانی ، که شاید درکشان با تجارب حقیقی ما منطبق نیست در زمینه جنایات رژیم افشاگری کنم. اما فکر نمی کنم که لازم باشد برای توی خواننده بیایم و بنویسم که خمینی چنین کرد و چنان کرد و تو را پند دهم که به دام این و آن نیفتی. فکر می کنم این نمایشگر دو مسئله است، اول اینکه من حرف زیادی برای گفتن ندارم. دوم اینکه شعور تو را بر مبنای دیدن و قضاوت در مورد واقعیات تاریخی نادیده می گیرم. متاسفانه من این برخورد را از خیلی ها که در پوشه " چپ سنتی " و یا " مبارزان اتقلابی " قرار می گیرند ، دیده ام. خود را بیدار و دیگران را در خواب فرض کردن و با تکرار مکررات اسم افشاگری و آگاهی دادن و بیداری گذاشتن.( البته این نظر من است، ممکن است با نظر دیگران منطبق نباشد)
در همین راستا مجبور شدم به یکی از دوستان که با نام مستعار در پشت میکرفن به اعتراض بر علیه رژیم خمینی برخواست و دیگر کسانی که در نوشتار به دین گونه برخورد می کردند اعتراض کنم.
بحثی که ایشان کرد نه به بحث هایی که در اتاق شده بود و نه به موضوع اتاق ربطی نداشت. من تذکر دادم که دوستانی که در ایران هستند ، عمدتا با نام خود شرکت کرده اند و شرط انصاف نیست که ایشان هزینه برخوردهای کسانی را بپردازند که حتی در رابطه با موضوع اتاق نیز بحث نمی کنند. بنابراین از ایشان خواستم تا رعایت کنند.
جالب بود که در اینجا مورد اعتراض خانم لیلا قرایی قرار گرفتم . ایشان که به نوعی مرا مزدور رژیم قلمداد کردند گفتند که معذورات دوستان داخل کشور را می فهمند ولی آنچه نمی فهمند این است که من که در خارج از کشور هستم چرا از حق خود که در رابطه با زندگی در محیط آزاد دارم استفاده نمی کنم و مثل ایشان شجاعانه افشاگری نمی کنم.
چیزی که خانم قرایی هرگز نمی تواند بفهمد این است که من هرگز حاضر نیستم هزینه " شجاعت " مرا شخص دیگری بپردازد. برنامه از طرف سایت زنان بود و من به دلیل داشتن کانکشن قوی می توانستم به دوستان کمک کنم تا برنامه به خوبی پیش برود. حاضران در اتاق عمدتا فعالان جنبش زنان بودند که من ایشان را انسانهای نادان و ناتوانی که نیاز به آگاهی در مورد جنایات رژیم دارند نمی دانم ( مسلم می دانم که چند تن نفوذی به اتاق راه پیدا کرده بودند ولی برای نفوذی ها دلیلی نمی بینم که افشاگری کنم ، خودشان خوب واردند :) موضوع بحث اتاق در رابطه با آینده جنبش زنان بود که مسلما این مطلب جدا از رودرویی با تمامیت جمهوری اسلامی نیست، اما با افشاگری جنایات خمینی و از این قبیل هیچ کمکی به پیشبرد هیچ بحثی نمی کنیم. تنها هزینه کسانی را که در ایران فعالیت دارند برای حضور و برنامه ریزی چنین مباحثی بیشتر می کنیم.
آنچه خانم قرایی هرگز نمی فهمد شاید همان باشد که همه آنها که ایشان مزدور رژیم و خاتمی چی و ...نامید همان کنشگران اصلی جنبش زنان هستند. همان ها هستند که فردای همان شب در پارک لاله برای شرکت در دو ساعت سخنرانی ، ضربه های باتوم را به تن خریدند و باز هم می خرند. و مسلما نام گذاری های ایشان تاثیری در اصل کار نمی گذارد.
اسمهای آشنای زیادی در اتاق دیده می شد. دوستان خارج و داخل کشور ، که در گفت و گو ها شرکت کردند و با روشنبینی نظرات خود را مطرح کردند.
یکی از موارد بسیار جذاب در بحث ها ، بحث خانم ملیحه محمدی بود . قسمتی از آن را برایتان از گزارشی که در سایت زنان ایران چاپ شده است کپی می کنم :
....«این تغییر ساختاری که در مجلس ایران به وجود آمده است نمی تواند چندان بزرگ و با اهمیت باشد چون مهم این است که نمایندگان زن در مجلس هستند.و منافع زنان چنان به هم پیوسته است که به هر حال برای هم مفیدند.من به یاد می آورم که در مجلس پنجم یکی از آقایان هیات رئیسه به زبان آورد که؛ این چند تا خانم نماینده امان ما را بریده اند.بنابراین سعی کنید از طریق چانه زنی با کمیسیون زنان مجلس هفتم به اصلاح قوانین بپردازید.»...
خانم ملیحه محمدی که با چنین خوشبینی از مجلس هفتم سخن می گفت پاک فراموش کرده بود که مجلس ششم هم نتوانسته بود غلطی بکند و این چانه زنی ها کاری صورت نداده اند. یکی از خانمها که از داخل کشور تماس می گرفت به همین مسئله اشاره کرد و گفت که عملکردها به خوبی نشانگر نقش مجلس بوده اند. درست بعد از بحث خانم محمدی که چشم امیدش به مجلس هفتم بود ، بود که شادی صدر اعلام کرد که در یکی از سایت ها خبر لغو اجازه تظاهرات فردا را خوانده است.
بجز برخوردهای که پیش آمد و توهین هایی که شد ( که زیاد هم برای فمینیست ها که کلا فحش خورشان ملس است اهمیت نداشت ) می شود ازسمینار به عنوان یک برنامه بسیار موفقیت آمیز یاد کرد. اکثریت قریب به اتفاق دوستان معتقد بودند که به بحث هایی از اینقبیل بیشتر احتیاج است .و اینکه زنان فعال ایرانی در گوشه و کنار دنیا با هم تماس داشته باشند و نظرات و تجربیات خود را در اختیار یکدیگر قرار دهند بسیار ارزشمند است. بنابراین تصمیم بر آن گرفته شد که این بحث ها با شکلی باز هم محدود تر در سطح تئوری های جنبش زنان و تجارب آن ادامه پیدا کند.
کلا می توانم بگویم که شبی به یاد ماندنی بود. فحش خوردیم ، توهین شنیدیم ، اما تمام اینها لازم است ، برای باور کردن به حق بودن راهمان ، راهی دراز در پیش داریم و مسلم است که همه در این راه همراه نیستند. همراهان را اما به گونه ای می یابیم .
سمینار آن لاین زنان ایرانی یکی از طرق یافتن و هماهنگی با این همراهان بود.
**************************************
به درخواست یکی از دوستان که خبر از فیلتر شدن سایت زنان ایران در ایران داد ، گزارشی را که در سایت زنان ایران از سمینار آن لاین منتشر شده بود برایتان در اینجا می گذارم
گزارش نخستین سمینار آن لاین زنان ایرانی
پریسا عشقی
یکشنبه شب ،ساعت 9 به وقت ایران ،زنان ایرانی از سراسر دنیا با یکدیگر به گفتگو نشستند.هشتم مارس را به هم تبریک گفتند و از بیم ها و امیدهای پیش رو سخن راندند.سایت زنان ایران میزبان همه ی این زنان بود، دراتاقی مجازی که رسانه ی بدون مرز اینترنت برایشان فراهم آورده بود.
«نیره توحیدی»از چنین حرکتی که شاید برای اولین بار در داخل ایران به اجرا در می آید ابرازخرسندی کرد.او در ابتدا آفت پیش روی این جنبش را بیش از اندازه سیاسی تا اجتماعی بودن، دانست.وراه گریز از آن را نیز شبکه سازی خواند.و منظور خویش را چنین معنا کرد که شبکه سازی جنبش زنان را به شکل لحاف چهل تکه ای در می آورد که هرکس تکه ای از آن را می سازد.بسته به توانایی که در آن فرد یا گروه وجود دارد.عده ای در زمینه ی خشونت زدایی و اصلاح قوانین ،گروهی با کار هنری و فرهنگی و برخی نیز با فعالیت های حوزه ی دین.او این روش را سبب از بین رفتن سیاست زدگی و روزمرگی در جنبش زنان ایران دانست.نیره توحیدی،زنان ایران را در یکصد سال گذشته هیچگاه به اندازه الان آماده و مهیا برای انجام اصلاحات ندانست.
علاوه بر سخنرانان این سمینار آن لاین، شرکت کنندگان زیاد دیگری نیز در اتاق حضور داشتندو با پیش رفتن برنامه بر تعداد آنها افزوده می شد.این افراد که گاهی با نام واقعی خود و گاه با نامی مجازی به اتاق دعوت می شدند با یکدیگر از طریق پیامهای نوشتاری _که امیدوارم تلقی درستی از عنوان pmباشد _ارتباط بر قرار می کردند.آنها در ابتدا با دیدن نام دوست یاآشنایی برایش سلام و تبریک روز زن را می نوشتند و رفته رفته که برنامه جلو می رفت و جان می گرفت پیامهایی در تایید یا رد حرفهای سخنران آن لاین می نوشتند.هر سخنران ده دقیقه زمان داشت تا مطالب خود را عنوان کند.
«شعله ایرانی»یکی دیگر از سخنرانان بود که از خارج از ایران با ما به گفتگو نشست .او دختران جوان را کنشگران اصلی جنبش زنان ایران دانست که بالاخره شرایط را به نفع اصلاح برای این جنبش تغییر می دهند.اما در ادامه افزود؛جنبش زنان ایران هماهنگی ندارد یعنی دارای رشدافقی است به این معنا که برخی از آنها به کودکان خیابانی می پردازد و برخی به محیط زیست.اما د راین میان یک هسته اصلی وجود دارد که کوچک است یعنی عده ای که به طور مستقیم به مسائل زنان می پردازند محدودو کاملا شناخته شده اند.او به یک نکته ی بسیار مثبت این جنبش نیز اشاره کرد و آن نداشتن رهبر است که سبب می شود این جنبش به صورت باندی ،فردی و ایدئولوژی رهبری نشود.اما نداشتن رهبر نباید مانع ازاین شود که فعالیتهای سراسری و متمرکز نداشته باشیم.«شعله ایرانی»شرایط به وجود آمده پس از انتخابات مجلس هفتم را بی تاثیر در روند این فعالیتها ندانست اما معتقد بود که باید از تمام ابزارهای موجود به نفع ا ین جنبش سود ببریم هرچند پله ای و کوتاه کوتاه.یعنی در مورد تک تک قوانینی که مورد اشکال است از زنا ن نظر خواهی شود حال به صورت پرسشنامه یا امضاگیری و طومار نویسی چرا که همین کارها خود پروسه ای هستند که با عث سازماندهی های متمرکز زنان می شود.او فشارهای خارجی را نیزدر به ثمر رسیدن اهداف جنبش مو ثر دانست.
سخنران بعدی «مریم خراسانی»از داخل کشور بودکه البته به خاطر مشکلات فنی این گونه سمینارها چندین بار ارتباطش با اتاق قطع شد و به همین خاطر نوبتش کمی به تاخیر افتاد.«مریم خراسانی» از اساس با امید بستن به تاثیرپارلمان ها در بهبود بخشی قوانین موجود برای زنان ،درسراسر دنیا مخالف بود.به اعتقاد او نه تنها درایران که شکل گیری پارلمان روند چندان دموکراتیکی ندارد بلکه در کشورهای غربی نیزکه دموکراسی حاکم است نمایندگان چنان در گیر قدرت می شوند که بسیاری از مسائل را فراموش می کنند.بنابراین شرایط پیش آمده در ساختار حکومتی ایران را خیلی مهم ندانست .ضمن اینکه از پیشنهاد شعله ایرانی برای هماهنمگ سازی جنبش زنان به صورت دوره ای توسط گروههای مختلف استقبال کرد.
کم کم شرکت کنندگان آن لاین سمینار با پیام های نوشتاری برخی از فرازهای سخن سخنران را تایید و گاه آنرا مورد پرسش قرار می دادندو از این طریق نظرات خویش را ابراز می کردند.
....«این تغییر ساختاری که در مجلس ایران به وجود آمده است نمی تواند چندان بزرگ و با اهمیت باشد چون مهم این است که نمایندگان زن در مجلس هستند.و منافع زنان چنان به هم پیوسته است که به هر حال برای هم مفیدند.من به یاد می آورم که در مجلس پنجم یکی از آقایان هیات رئیسه به زبان آورد که؛ این چند تا خانم نماینده امان ما را بریده اند.بنابراین سعی کنید از طریق چانه زنی با کمیسیون زنان مجلس هفتم به اصلاح قوانین بپردازید.»...این سخنان خوش بینانه را«ملیحه محمدی»یکی از فعالان جنبش زنان خارج از کشور بیان کرد.پس از سخنان او «شادی صدر»از برگزار کنندگان اصلی این سمینار آن لاین، خبری را که دقایقی قبل از سایت خبرگزاری فارس خوانده بود اعلام کرد.او گفت:«متاسفانه برنامه ی فردا در پارک لاله با موضوع خشونت علیه زنان اجازه ی برگزاری نخواهد داشت.»سپس او از نوشین احمدی خراسانی از مرکز فرهنگی زنان که برگزار کننده این تجمع است خواست که د رمورد صحت این خبر توضیح دهد.صدای نوشین خراسانی با اشکال دریافت می شد ولی به سختی چنین فهمیدیم که او اطلاع دقیقی از این خبر ندارد.هم زمان پیام نوشتاری «صنم دولتشاهی»یکی از مجریان سمینار، از قول خانم احمدی خراسانی چنین می گفت که؛این یک خبر ایضایی است که برای ایجاد ترس موهوم و عدم شرکت مردم آمده است و گرنه او صبح د رنیروی انتظامی بوده و آنها کاملا در جریان این تجمع بوده اند.
همه ی سخنرانان قبل از آغاز سخنرانی از شرکت کنندگان می خواستند که با تایپ عدد 2 از دریافت رسای صدای خودتوسط آنها مطمئن شوند و چنانچه چنین نبود عدد 1 روی مانیتورها نقش می بست و یا به تناوب 1212.«پروین اشرفی»از همه خواست که برای او به جای عدد 2 که برایش معنای درجه دوم بودن را می دهد ،عدد 1 را بزنند به علامت شهروند درجه یک!!که همه به گفته او عمل کردند ولی با پیام های نوشتاری اندکی هم با این موضوع شوخی کردند.«پروین اشرفی »با بسیاری از قوانین درباره ی زنان ایرانی به صورت ریشه ای مخالف بود و اعتقاد داشت که اصلاح این قوانین وقت هدر کردن است.او که از خارج از کشور سخن می گفت معتقد بود که اصلاح قانون مهریه و مثلا به روز کردن آن که زن رادرحکم کالای قابل خرید و فروش دیدن است از ریشه غلط است.
شاید در همین زمان بود، یعنی پس از گذشت چیزی حدود یک ساعت و نیم از سمینار آن لاین،زهرا اشراقی به اتاق دعوت شد.ورود او به این اتاق حساسیت برخی از شرکت کنندگان به ویژه آنها که خارج از کشور بودند را بر انگیخت.همان سابقه ی تاریخی عدم تحمل یکدیگر در این اتاق مجازی هم دست از سر ما بر نداشت پیام های نوشتاری به سرعت برای او فرستاده می شد.ابتدا می خواستند از هویت او مطمئن شوند و پس از آنکه با پاسخ مثبت زهرا اشراقی مواجه شدند برگزار کنندگان سمینار را به خاطر این کار مورد عتاب قرار دادند.
«مرضیه مرتاضی لنگرودی »در میان این جنگ نوشتاری سخنانش را آغاز کرد.او به جنبش نامیدن فعالیتهای کنونی زنان ایرانی اشکال داشت.به اعتقاد او شاخصه ی جنبش را هنوز دارا نیستیم .او یکی از شاخصه های جنبش بودن را اعتراض به وضع موجود دانست که هنوز زنان مجهز به آن نیستند.
پیام های نوشتاری که گاه حتی توهین آمیز و زشت بود هم چنان ادامه داشت.«شادی صدر »در این میان نوشت که ،اگر قرار باشد به جای گوش دادن به سخنرانیها به این نوشتن هاادامه دهید باعث اخلال می شود.سپس «نیره توحیدی »هم پیام داد که ،تفتیش عقاید نکنید.
«سهیلا وحدتی »از دیگر فعالان جنبش زنان خارج از کشور ،آخرین سخنران این سمینار بود.او به استفاده ی حداکثری از امکانات به وجود آمده در سطح بین الملل برای بهبود وضعیت زنان تاکید داشت.
سپس«مهشید راستی »یکی از مجریان سمینار از کلیه ی شرکت کنندگانی که قصد صحبت کردن داشتند خواست تا نوبت بگیرندتا پس ا زیک استراحت کوتاه برنامه را ادامه دهند.یک موسیقی با صدای زیبا شیرازی پخش شد.اما همچنان پیام های نوشتاری خطاب به زهرا اشراقی و برگزار کنندگان سمینار ادامه داشت که البته از جانب دو یا سه نفر از شرکت کنندگان بود.تا اینکه یکی از تند رو ترین آنها را مهشید راستی تهدید به قطع ارتباط کرد .اما زهرا اشراقی از او خواست که چنین نکند و آماده ی پاسخ دادن به هرگونه سوالی هست.
این سمینار با سخنان شرکت کنندگان ادامه یافت و زمان پایانی برنامه که د ردعوت نامه ها دوازده نیمه شب عنوان شده بود تا ساعت یک و نیم بامداد ادامه یافت.در پایان این سمینار «نیره توحیدی »که آغاز کننده ی آن هم بود با سخنان خوبی به آن پایان داد.
به زودی بر روی سایت زنان ایران مشروح سخنرانی ها را خواهید دید.
( گزارشی را که دوستان سایت زنان ایران تهیه کردند به دلیل فیلتر شدن سایت در ایران ، در پایین همین گزارش می گذارم)
خوب، به علت تنبلی اینجانب ، گزارش مفصل بچه های سایت زنان روی نت قرار گرفت و برای شما قابل استفاده است . من فکر کردم که آنچه در حاشیه اتفاق افتاد را برایتان اینجا بنویسم. مسائلی که می توانست این حرکت را که با چشم انداز پدید آوردن دیالوگی موثر بین زنان فعال در داخل و خارج از کشور شروع شده بود ، همچون دیگر حرکت های آن لاین به شکست برساند که خوشبختانه چندان موثر نبود.
از ساعت نزدیک به هشت شب به وقت تهران آن لاین شده بودیم تا دوستان سخنران در اتاق حاضر شوند و میکرفن ها را امتحان کنند. تا لیست مدعوین چک شود و دعوت ها انجام شود. بچه ها فوق العاده خوشحال بودند و پر انرژی با هم به گفت و گو می پرداختند و این کجاست و. آن چی شد و فلانی چرا آن لاین نشده دائما پشت میکروفن و در نوشتار داخل اتاق خوانده می شد.
نزدیک به 9 بود که دعوت ها به اتاق شروع شد. به تمام دوستان حاضر در اتاق تذکر داده شد که اگر مایلند کسی را به اتاق دعوت کنند این کار را از طریق ادمین ها انجام دهند تا بتوانیم کنترلی روی رفت و آمد های اتاق داشته باشیم. قبلا اعلام شده بود که اتاق به شکل بسته اداره می شود . این کار دلایل مختلفی داشت که از جمله شرکت فعالتر زنان در بحث و نیز حفظ امنیت دوستان مقیم ایران از آن جمله بود.
بحث اتاق از قبل مشخص شده بود. چشم انداز ها و آینده جنبش زنان. سایت زنان ایران قبلا برای تمام تشکل های زنان و زنان مستقل و بدون تشکل دعوت نامه هایی فرستاده بود و از آنان خواسته بود که چنان که مایل به شرکت در جلسه به عنوان شنونده و یا سخنران هستند تماس بگیرند. در این رابطه تعداد زیادی اعلام آمادگی برای سخنرانی و یا شرکت در سمینار را کرده بودند.
مسلم است که وقتی در اتاقی 100 نفر شرکت دارند و وقت هم محدود است ، همه صد نفر نمی توانند سخنران باشند.
محدود سخنرانانی که مایل بودند در رابطه با موضوع پیشنهادی بحث کنند با توجه به سرعت آنان در جواب دادن به دعوت نامه ها و اعلام آمادگی ایشان در مورد موضوع بحث در نظر گرفته شد و لیست بسته شده بود. بعد از بسته شدن لیست هم تعداد زیادی از دوستان تمایل خود را برای شرکت در سخنرانی ابراز کردند که برگزار کنندگان تصمیم گرفتند که اگر امکان برگزاری مجدد چنین برنامه هایی بود ، از این دوستان استفاده کنند.
در ابتدای برنامه چند نفر از من و دیگر دوستان خواستند که وقت سخنرانی بگیرند. و من و دیگر دوستان به ایشان شخصا توضیح دادیم که لیست سخنرانان بسته شده و ایشان اگر مایل باشند در وقت بحث آزاد شرکت کنند که بسیاری قبول کردند.
من حتی این را در اتاق نیز اعلام کردم که این که کسی در اینجا به عنوان سخنران شرکت کرده است و دیگری به عنوان شنونده ابدا به برتری یکی به دیگری مربوط نیست بلکه تماما بر اساس وقت محدود ما و الویت دوستانی که زودتر تماس گرفتند بود.
خانم قرایی که در استکهلم زندگی می کند در قسمت نظر خواهی میکرفن را گرفت و گفت که من نه خاتمی چی هستم و نه اصلاح طلب و شما به من وقت سخنرانی ندادید. من از شادی صدر خواستم که توضیح بدهد و ایشان گفتند که شما در قبال دعوت سایت ،اعلام کردید که مایل به سخنرانی هستید ، اما وقتی من میل فرستادم و خواستم که موضوع سخنرانی خود را بگویید جوابی از شما نگرفتم و حساب بر این گذاشتم که منصرف شده اید و از آنجا که دوستان دیگری تقاضای صحبت کرده بودند وقت به ایشان داده شد. خانم قرایی که از این پاسخ راضی نبود همه را طرفداران رژیم اعلام کرد که مایل به شنیدن سخن مخالف نیستند.
نظم اتاق با ورود زهرا اشراقی به هم خورد. برای من شخصا این نام خاطره خوشی به دنبال ندارد. نامی که با نام خمینی گره خورده است هرگز نمی تواند خوشایند باشد. البته باید بگویم که بجز این مورد چیز زیادی از ایشان نمی دانم ، جز آنکه در مصاحبه ای به حجاب اجباری اعتراض کرده بود و بعدا آن را پس گرفت که این نشانگر آن است که با توجه به شرایط خانوادگی ، پدربزرگ و شوهر و ... قادر به ابراز عقیده نیست.
اما ایشان نیز به اندازه هر زن دیگری حق حضور در اتاق را داشتند. با ورود زهرا اشراقی به اتاق پرسش و پاسخ های نوشتاری شروع شد. اول از ایشان پرسیدند که آیا نوه خمینی است یا نه و وقتی جواب مثبت گرفتند فحاشی و توهین شروع شد. فحش ها و توهین ها شامل پدربزرگ ایشان می شد و نه خود ایشان. با این مبنا که پدر بزرگت چنین و چنان کرد. حتی به برگزار کنندگان توهین شد که به ایشان اجازه حضور در اتاق داده شده است.و جلسه را جلسه ملی مذهبی ، اصلاحطلبان، مزدوران رژیم خواندند ( خانم قرایی هم در این مورد لطفشان شامل حال ما شد) کسی که فحش می داد و با نام مستعار در اتاق حضور داشت توسط ادمین ها به اتاق دعوت نشده بود ( من این را پرس و جو کردم ) یعنی با توجه به مقرارت اتاق وجود ایشان در اتاق خارج از قوانین بود .البته با دیدن مکالمات و دم به دم دادن ایشان می شد حدس زد که چگونه به اتاق آمده اند .یعنی همین خود کافی بود که بر طبق مقررات اتاق بشود ایشان را از اتاق اخراج کرد.اما من باز هم تذکر دادم و از ایشان خواستم که توهین نکنند وگرنه از اتاق اخراج می شوند . زهرا اشراقی در اینجا در پیامی نوشتاری گفتند که توهین های ایشان از نظر او اشکالی ندارد. و مایل نیستند که به خاطر خودش کسی حذف شود.مسئله نسبتا منتفی شد. آن خانم یا آقا ( حدس می زنم چون هرگز حرف نزد آقا بود ، ولی فرقی هم نمی کند ) به فحاشی ادامه داد . البته اسم این کار خود را افشاگری گذاشت ولی برای من عجیب است که انسانهایی هستند که چنین شعور دیگران را دست کم می گیرند و اسم چنین برخوردی را افشا گری می گذارند.
این که خمینی چه کرده است بر همه ما واضح است. فکر می کنم انسان بی سوادی در دهکوره های بدون امکانات آفریقا هم امروز اسم خمینی را به جلادی و جنایت شنیده باشد. اما اینکه کسی بعد از این همه سال در جمع زنان ایرانی فعال در داخل و خارج از کشور( که مسلما خود از زخمی ترین ها در اثر این جنایات هستند ) با نام جعلی ، بیاید و اینها را با شعار و فحش تکرار کند و اسمش را هم بگذارد افشا گری به نظر من از درصد شعور بسیار پایینی برخوردار است ، من فکر می کنم که تنها انسانهای بی شعور هستند که شعور مردم را دست کم می گیرند و در صدد ارشاد مردم از طریق توضیح واضحات دارند.
من مخالف رژیم ج.ا هستم. خمینی را به عنوان بنیانگذار یک رژیم خونخوار ، جنایت کار می دانم ، و مسلم می دانم اگر در جایی ، بخصوص در محافل غیر ایرانی ، که شاید درکشان با تجارب حقیقی ما منطبق نیست در زمینه جنایات رژیم افشاگری کنم. اما فکر نمی کنم که لازم باشد برای توی خواننده بیایم و بنویسم که خمینی چنین کرد و چنان کرد و تو را پند دهم که به دام این و آن نیفتی. فکر می کنم این نمایشگر دو مسئله است، اول اینکه من حرف زیادی برای گفتن ندارم. دوم اینکه شعور تو را بر مبنای دیدن و قضاوت در مورد واقعیات تاریخی نادیده می گیرم. متاسفانه من این برخورد را از خیلی ها که در پوشه " چپ سنتی " و یا " مبارزان اتقلابی " قرار می گیرند ، دیده ام. خود را بیدار و دیگران را در خواب فرض کردن و با تکرار مکررات اسم افشاگری و آگاهی دادن و بیداری گذاشتن.( البته این نظر من است، ممکن است با نظر دیگران منطبق نباشد)
در همین راستا مجبور شدم به یکی از دوستان که با نام مستعار در پشت میکرفن به اعتراض بر علیه رژیم خمینی برخواست و دیگر کسانی که در نوشتار به دین گونه برخورد می کردند اعتراض کنم.
بحثی که ایشان کرد نه به بحث هایی که در اتاق شده بود و نه به موضوع اتاق ربطی نداشت. من تذکر دادم که دوستانی که در ایران هستند ، عمدتا با نام خود شرکت کرده اند و شرط انصاف نیست که ایشان هزینه برخوردهای کسانی را بپردازند که حتی در رابطه با موضوع اتاق نیز بحث نمی کنند. بنابراین از ایشان خواستم تا رعایت کنند.
جالب بود که در اینجا مورد اعتراض خانم لیلا قرایی قرار گرفتم . ایشان که به نوعی مرا مزدور رژیم قلمداد کردند گفتند که معذورات دوستان داخل کشور را می فهمند ولی آنچه نمی فهمند این است که من که در خارج از کشور هستم چرا از حق خود که در رابطه با زندگی در محیط آزاد دارم استفاده نمی کنم و مثل ایشان شجاعانه افشاگری نمی کنم.
چیزی که خانم قرایی هرگز نمی تواند بفهمد این است که من هرگز حاضر نیستم هزینه " شجاعت " مرا شخص دیگری بپردازد. برنامه از طرف سایت زنان بود و من به دلیل داشتن کانکشن قوی می توانستم به دوستان کمک کنم تا برنامه به خوبی پیش برود. حاضران در اتاق عمدتا فعالان جنبش زنان بودند که من ایشان را انسانهای نادان و ناتوانی که نیاز به آگاهی در مورد جنایات رژیم دارند نمی دانم ( مسلم می دانم که چند تن نفوذی به اتاق راه پیدا کرده بودند ولی برای نفوذی ها دلیلی نمی بینم که افشاگری کنم ، خودشان خوب واردند :) موضوع بحث اتاق در رابطه با آینده جنبش زنان بود که مسلما این مطلب جدا از رودرویی با تمامیت جمهوری اسلامی نیست، اما با افشاگری جنایات خمینی و از این قبیل هیچ کمکی به پیشبرد هیچ بحثی نمی کنیم. تنها هزینه کسانی را که در ایران فعالیت دارند برای حضور و برنامه ریزی چنین مباحثی بیشتر می کنیم.
آنچه خانم قرایی هرگز نمی فهمد شاید همان باشد که همه آنها که ایشان مزدور رژیم و خاتمی چی و ...نامید همان کنشگران اصلی جنبش زنان هستند. همان ها هستند که فردای همان شب در پارک لاله برای شرکت در دو ساعت سخنرانی ، ضربه های باتوم را به تن خریدند و باز هم می خرند. و مسلما نام گذاری های ایشان تاثیری در اصل کار نمی گذارد.
اسمهای آشنای زیادی در اتاق دیده می شد. دوستان خارج و داخل کشور ، که در گفت و گو ها شرکت کردند و با روشنبینی نظرات خود را مطرح کردند.
یکی از موارد بسیار جذاب در بحث ها ، بحث خانم ملیحه محمدی بود . قسمتی از آن را برایتان از گزارشی که در سایت زنان ایران چاپ شده است کپی می کنم :
....«این تغییر ساختاری که در مجلس ایران به وجود آمده است نمی تواند چندان بزرگ و با اهمیت باشد چون مهم این است که نمایندگان زن در مجلس هستند.و منافع زنان چنان به هم پیوسته است که به هر حال برای هم مفیدند.من به یاد می آورم که در مجلس پنجم یکی از آقایان هیات رئیسه به زبان آورد که؛ این چند تا خانم نماینده امان ما را بریده اند.بنابراین سعی کنید از طریق چانه زنی با کمیسیون زنان مجلس هفتم به اصلاح قوانین بپردازید.»...
خانم ملیحه محمدی که با چنین خوشبینی از مجلس هفتم سخن می گفت پاک فراموش کرده بود که مجلس ششم هم نتوانسته بود غلطی بکند و این چانه زنی ها کاری صورت نداده اند. یکی از خانمها که از داخل کشور تماس می گرفت به همین مسئله اشاره کرد و گفت که عملکردها به خوبی نشانگر نقش مجلس بوده اند. درست بعد از بحث خانم محمدی که چشم امیدش به مجلس هفتم بود ، بود که شادی صدر اعلام کرد که در یکی از سایت ها خبر لغو اجازه تظاهرات فردا را خوانده است.
بجز برخوردهای که پیش آمد و توهین هایی که شد ( که زیاد هم برای فمینیست ها که کلا فحش خورشان ملس است اهمیت نداشت ) می شود ازسمینار به عنوان یک برنامه بسیار موفقیت آمیز یاد کرد. اکثریت قریب به اتفاق دوستان معتقد بودند که به بحث هایی از اینقبیل بیشتر احتیاج است .و اینکه زنان فعال ایرانی در گوشه و کنار دنیا با هم تماس داشته باشند و نظرات و تجربیات خود را در اختیار یکدیگر قرار دهند بسیار ارزشمند است. بنابراین تصمیم بر آن گرفته شد که این بحث ها با شکلی باز هم محدود تر در سطح تئوری های جنبش زنان و تجارب آن ادامه پیدا کند.
کلا می توانم بگویم که شبی به یاد ماندنی بود. فحش خوردیم ، توهین شنیدیم ، اما تمام اینها لازم است ، برای باور کردن به حق بودن راهمان ، راهی دراز در پیش داریم و مسلم است که همه در این راه همراه نیستند. همراهان را اما به گونه ای می یابیم .
سمینار آن لاین زنان ایرانی یکی از طرق یافتن و هماهنگی با این همراهان بود.
**************************************
به درخواست یکی از دوستان که خبر از فیلتر شدن سایت زنان ایران در ایران داد ، گزارشی را که در سایت زنان ایران از سمینار آن لاین منتشر شده بود برایتان در اینجا می گذارم
گزارش نخستین سمینار آن لاین زنان ایرانی
پریسا عشقی
یکشنبه شب ،ساعت 9 به وقت ایران ،زنان ایرانی از سراسر دنیا با یکدیگر به گفتگو نشستند.هشتم مارس را به هم تبریک گفتند و از بیم ها و امیدهای پیش رو سخن راندند.سایت زنان ایران میزبان همه ی این زنان بود، دراتاقی مجازی که رسانه ی بدون مرز اینترنت برایشان فراهم آورده بود.
«نیره توحیدی»از چنین حرکتی که شاید برای اولین بار در داخل ایران به اجرا در می آید ابرازخرسندی کرد.او در ابتدا آفت پیش روی این جنبش را بیش از اندازه سیاسی تا اجتماعی بودن، دانست.وراه گریز از آن را نیز شبکه سازی خواند.و منظور خویش را چنین معنا کرد که شبکه سازی جنبش زنان را به شکل لحاف چهل تکه ای در می آورد که هرکس تکه ای از آن را می سازد.بسته به توانایی که در آن فرد یا گروه وجود دارد.عده ای در زمینه ی خشونت زدایی و اصلاح قوانین ،گروهی با کار هنری و فرهنگی و برخی نیز با فعالیت های حوزه ی دین.او این روش را سبب از بین رفتن سیاست زدگی و روزمرگی در جنبش زنان ایران دانست.نیره توحیدی،زنان ایران را در یکصد سال گذشته هیچگاه به اندازه الان آماده و مهیا برای انجام اصلاحات ندانست.
علاوه بر سخنرانان این سمینار آن لاین، شرکت کنندگان زیاد دیگری نیز در اتاق حضور داشتندو با پیش رفتن برنامه بر تعداد آنها افزوده می شد.این افراد که گاهی با نام واقعی خود و گاه با نامی مجازی به اتاق دعوت می شدند با یکدیگر از طریق پیامهای نوشتاری _که امیدوارم تلقی درستی از عنوان pmباشد _ارتباط بر قرار می کردند.آنها در ابتدا با دیدن نام دوست یاآشنایی برایش سلام و تبریک روز زن را می نوشتند و رفته رفته که برنامه جلو می رفت و جان می گرفت پیامهایی در تایید یا رد حرفهای سخنران آن لاین می نوشتند.هر سخنران ده دقیقه زمان داشت تا مطالب خود را عنوان کند.
«شعله ایرانی»یکی دیگر از سخنرانان بود که از خارج از ایران با ما به گفتگو نشست .او دختران جوان را کنشگران اصلی جنبش زنان ایران دانست که بالاخره شرایط را به نفع اصلاح برای این جنبش تغییر می دهند.اما در ادامه افزود؛جنبش زنان ایران هماهنگی ندارد یعنی دارای رشدافقی است به این معنا که برخی از آنها به کودکان خیابانی می پردازد و برخی به محیط زیست.اما د راین میان یک هسته اصلی وجود دارد که کوچک است یعنی عده ای که به طور مستقیم به مسائل زنان می پردازند محدودو کاملا شناخته شده اند.او به یک نکته ی بسیار مثبت این جنبش نیز اشاره کرد و آن نداشتن رهبر است که سبب می شود این جنبش به صورت باندی ،فردی و ایدئولوژی رهبری نشود.اما نداشتن رهبر نباید مانع ازاین شود که فعالیتهای سراسری و متمرکز نداشته باشیم.«شعله ایرانی»شرایط به وجود آمده پس از انتخابات مجلس هفتم را بی تاثیر در روند این فعالیتها ندانست اما معتقد بود که باید از تمام ابزارهای موجود به نفع ا ین جنبش سود ببریم هرچند پله ای و کوتاه کوتاه.یعنی در مورد تک تک قوانینی که مورد اشکال است از زنا ن نظر خواهی شود حال به صورت پرسشنامه یا امضاگیری و طومار نویسی چرا که همین کارها خود پروسه ای هستند که با عث سازماندهی های متمرکز زنان می شود.او فشارهای خارجی را نیزدر به ثمر رسیدن اهداف جنبش مو ثر دانست.
سخنران بعدی «مریم خراسانی»از داخل کشور بودکه البته به خاطر مشکلات فنی این گونه سمینارها چندین بار ارتباطش با اتاق قطع شد و به همین خاطر نوبتش کمی به تاخیر افتاد.«مریم خراسانی» از اساس با امید بستن به تاثیرپارلمان ها در بهبود بخشی قوانین موجود برای زنان ،درسراسر دنیا مخالف بود.به اعتقاد او نه تنها درایران که شکل گیری پارلمان روند چندان دموکراتیکی ندارد بلکه در کشورهای غربی نیزکه دموکراسی حاکم است نمایندگان چنان در گیر قدرت می شوند که بسیاری از مسائل را فراموش می کنند.بنابراین شرایط پیش آمده در ساختار حکومتی ایران را خیلی مهم ندانست .ضمن اینکه از پیشنهاد شعله ایرانی برای هماهنمگ سازی جنبش زنان به صورت دوره ای توسط گروههای مختلف استقبال کرد.
کم کم شرکت کنندگان آن لاین سمینار با پیام های نوشتاری برخی از فرازهای سخن سخنران را تایید و گاه آنرا مورد پرسش قرار می دادندو از این طریق نظرات خویش را ابراز می کردند.
....«این تغییر ساختاری که در مجلس ایران به وجود آمده است نمی تواند چندان بزرگ و با اهمیت باشد چون مهم این است که نمایندگان زن در مجلس هستند.و منافع زنان چنان به هم پیوسته است که به هر حال برای هم مفیدند.من به یاد می آورم که در مجلس پنجم یکی از آقایان هیات رئیسه به زبان آورد که؛ این چند تا خانم نماینده امان ما را بریده اند.بنابراین سعی کنید از طریق چانه زنی با کمیسیون زنان مجلس هفتم به اصلاح قوانین بپردازید.»...این سخنان خوش بینانه را«ملیحه محمدی»یکی از فعالان جنبش زنان خارج از کشور بیان کرد.پس از سخنان او «شادی صدر»از برگزار کنندگان اصلی این سمینار آن لاین، خبری را که دقایقی قبل از سایت خبرگزاری فارس خوانده بود اعلام کرد.او گفت:«متاسفانه برنامه ی فردا در پارک لاله با موضوع خشونت علیه زنان اجازه ی برگزاری نخواهد داشت.»سپس او از نوشین احمدی خراسانی از مرکز فرهنگی زنان که برگزار کننده این تجمع است خواست که د رمورد صحت این خبر توضیح دهد.صدای نوشین خراسانی با اشکال دریافت می شد ولی به سختی چنین فهمیدیم که او اطلاع دقیقی از این خبر ندارد.هم زمان پیام نوشتاری «صنم دولتشاهی»یکی از مجریان سمینار، از قول خانم احمدی خراسانی چنین می گفت که؛این یک خبر ایضایی است که برای ایجاد ترس موهوم و عدم شرکت مردم آمده است و گرنه او صبح د رنیروی انتظامی بوده و آنها کاملا در جریان این تجمع بوده اند.
همه ی سخنرانان قبل از آغاز سخنرانی از شرکت کنندگان می خواستند که با تایپ عدد 2 از دریافت رسای صدای خودتوسط آنها مطمئن شوند و چنانچه چنین نبود عدد 1 روی مانیتورها نقش می بست و یا به تناوب 1212.«پروین اشرفی»از همه خواست که برای او به جای عدد 2 که برایش معنای درجه دوم بودن را می دهد ،عدد 1 را بزنند به علامت شهروند درجه یک!!که همه به گفته او عمل کردند ولی با پیام های نوشتاری اندکی هم با این موضوع شوخی کردند.«پروین اشرفی »با بسیاری از قوانین درباره ی زنان ایرانی به صورت ریشه ای مخالف بود و اعتقاد داشت که اصلاح این قوانین وقت هدر کردن است.او که از خارج از کشور سخن می گفت معتقد بود که اصلاح قانون مهریه و مثلا به روز کردن آن که زن رادرحکم کالای قابل خرید و فروش دیدن است از ریشه غلط است.
شاید در همین زمان بود، یعنی پس از گذشت چیزی حدود یک ساعت و نیم از سمینار آن لاین،زهرا اشراقی به اتاق دعوت شد.ورود او به این اتاق حساسیت برخی از شرکت کنندگان به ویژه آنها که خارج از کشور بودند را بر انگیخت.همان سابقه ی تاریخی عدم تحمل یکدیگر در این اتاق مجازی هم دست از سر ما بر نداشت پیام های نوشتاری به سرعت برای او فرستاده می شد.ابتدا می خواستند از هویت او مطمئن شوند و پس از آنکه با پاسخ مثبت زهرا اشراقی مواجه شدند برگزار کنندگان سمینار را به خاطر این کار مورد عتاب قرار دادند.
«مرضیه مرتاضی لنگرودی »در میان این جنگ نوشتاری سخنانش را آغاز کرد.او به جنبش نامیدن فعالیتهای کنونی زنان ایرانی اشکال داشت.به اعتقاد او شاخصه ی جنبش را هنوز دارا نیستیم .او یکی از شاخصه های جنبش بودن را اعتراض به وضع موجود دانست که هنوز زنان مجهز به آن نیستند.
پیام های نوشتاری که گاه حتی توهین آمیز و زشت بود هم چنان ادامه داشت.«شادی صدر »در این میان نوشت که ،اگر قرار باشد به جای گوش دادن به سخنرانیها به این نوشتن هاادامه دهید باعث اخلال می شود.سپس «نیره توحیدی »هم پیام داد که ،تفتیش عقاید نکنید.
«سهیلا وحدتی »از دیگر فعالان جنبش زنان خارج از کشور ،آخرین سخنران این سمینار بود.او به استفاده ی حداکثری از امکانات به وجود آمده در سطح بین الملل برای بهبود وضعیت زنان تاکید داشت.
سپس«مهشید راستی »یکی از مجریان سمینار از کلیه ی شرکت کنندگانی که قصد صحبت کردن داشتند خواست تا نوبت بگیرندتا پس ا زیک استراحت کوتاه برنامه را ادامه دهند.یک موسیقی با صدای زیبا شیرازی پخش شد.اما همچنان پیام های نوشتاری خطاب به زهرا اشراقی و برگزار کنندگان سمینار ادامه داشت که البته از جانب دو یا سه نفر از شرکت کنندگان بود.تا اینکه یکی از تند رو ترین آنها را مهشید راستی تهدید به قطع ارتباط کرد .اما زهرا اشراقی از او خواست که چنین نکند و آماده ی پاسخ دادن به هرگونه سوالی هست.
این سمینار با سخنان شرکت کنندگان ادامه یافت و زمان پایانی برنامه که د ردعوت نامه ها دوازده نیمه شب عنوان شده بود تا ساعت یک و نیم بامداد ادامه یافت.در پایان این سمینار «نیره توحیدی »که آغاز کننده ی آن هم بود با سخنان خوبی به آن پایان داد.
به زودی بر روی سایت زنان ایران مشروح سخنرانی ها را خواهید دید.
3/09/2004
اطلاعيه هاي مركز فرهنگي زنان در رابطه با گرد هم آيي هشت مارس
++++++
++++++
عكس 1 و 2
گزارش نخستین سمینار آن لاین زنان ایرانی
ساقها و پوتينها!(گزارشی از مراسم ۸ مارس در تهران)
++++++
++++++
عكس 1 و 2
گزارش نخستین سمینار آن لاین زنان ایرانی
ساقها و پوتينها!(گزارشی از مراسم ۸ مارس در تهران)
3/08/2004
روز جهانی زن بر تمامی زنان، و نيز مردان آزاده ای که در راه از بين بردن هرگونه ستم جنسی مبارزه می کنند گرامی باد.
گزارش نسبتا مفصلی در مورد سمینار آن لاین زنان ایران هست که باید سر فرصت برایتان بنویسم. ، سعی می کنم امشب دیرترک آپ دیت کنم.
امشب تولد دخترم هم هست و میهمان دارد، باید غذا و سور و سات را آماده کنم.پس فعلا بروم تا بعد.
3/07/2004
شاید توقع این کلام را از من نداشته باشید اما آن را می نویسم.
می خواستم تشکر کنم، از تمام مردانی که انتخاب خود را با شعور انجام می دهند. از تمام مردانی که همراه و همگام" زنانشان" مبارزه در راه احقاق حقوق انسانی زن را ارج می نهند و یاری می کنند.
من در اینجا از مردانی که از حقوق زنان دفاع می کنند ، تشکر نمی کنم. این تشکر ندارد. اگر بر این باورند که حقوق زنان ، حقوق بشر است در حقیقت نباید منتظر تشکر باشند، بلکه می دانند که از حقوق خود دفاع می کنند.
اما تشکر می کنم از تو ، مردی که همراه یکی از زنان فعال جنبش زنان و همپای او پیش می روی.
ما زنان حق انتخاب نداریم، یا حق انتخابمان بسیار محدود است، حق انتخاب ما حق انتخاب پرنده ای است که میان قفس و کوبیدن خود به دیوارهای قفس برای رهایی از آن، انتخاب می کند.
می خواهم از شما تشکر کنم. از شما ، مردانی که حق انتخابتان بسیار وسیع است، و با این وجود شعورتان غلبه می کند و زنی متفاوت را انتخاب می کنید.
می خواهم از شما تشکر کنم، از شما ، مردانی که دستانتان قفس نیست.
روز زن بر شما نیز مبارک باد.
می خواستم تشکر کنم، از تمام مردانی که انتخاب خود را با شعور انجام می دهند. از تمام مردانی که همراه و همگام" زنانشان" مبارزه در راه احقاق حقوق انسانی زن را ارج می نهند و یاری می کنند.
من در اینجا از مردانی که از حقوق زنان دفاع می کنند ، تشکر نمی کنم. این تشکر ندارد. اگر بر این باورند که حقوق زنان ، حقوق بشر است در حقیقت نباید منتظر تشکر باشند، بلکه می دانند که از حقوق خود دفاع می کنند.
اما تشکر می کنم از تو ، مردی که همراه یکی از زنان فعال جنبش زنان و همپای او پیش می روی.
ما زنان حق انتخاب نداریم، یا حق انتخابمان بسیار محدود است، حق انتخاب ما حق انتخاب پرنده ای است که میان قفس و کوبیدن خود به دیوارهای قفس برای رهایی از آن، انتخاب می کند.
می خواهم از شما تشکر کنم. از شما ، مردانی که حق انتخابتان بسیار وسیع است، و با این وجود شعورتان غلبه می کند و زنی متفاوت را انتخاب می کنید.
می خواهم از شما تشکر کنم، از شما ، مردانی که دستانتان قفس نیست.
روز زن بر شما نیز مبارک باد.
اولین سمینار آن لاین زنان ایرانی
به علت محدودیت در امکانات و نفراتی که در اتاق جای می گیرند الویت به زنان تعلق می گیرد.
لیست سخنرانان بسیار متنوع و جالب است. ( بعد از عمل اعلام می شود )
دوستان از دو رادیو ابراز آمادگی کردند که سخنرانی ها را ضبط کرده و بعدا آن لاین قرار دهند که در اینجا آدرس را اعلام خواهم کرد.
چنانچه زن هستید، و مایل به شرکت در سمینار آن لاین به این طریق عمل کنید
1ـ پالتالک را اینستال کنید، برای اینستال پالتالک سایت صدای ما با عکس و تفضیل راهنمای خوبی گذاشته است که می توانید از آن استفاده کنید، آخرین ورشن پالتالک را هم در همان جا می توانید اینستال کنید ، در این محل بخوانید
2ـ اسمی را که مایل هستید و با آن خود را در پالتالک معرفی کرده اید به آدرس میل من بفرستید
3ـ ساعت 9 شب به وقت تهران و 6.5 به وقت اروپا آن لاین باشید. به اتاق دعوت خواهید شد.
لازم به توضیح است که اتاق به شکل بسته اداره خواهد شد و به نحو معمولی قابل جستجو و یافتن نخواهد بود ، شرکت در اتاق با دعوت انجام خواهد شد.
شاید این تصمیم به نظرتان غریب بیاید ولی اگر در گفت و شنود سال گذشته حضور می داشتید و می دید که چه آشفتگی ای در گفت و گو ها وجود داشت ، شما هم حق می دادید که برای برگزاری یک سمینار جدی در روی نت قدری پیشگیری ها ضروری است.
به علت محدودیت در امکانات و نفراتی که در اتاق جای می گیرند الویت به زنان تعلق می گیرد.
لیست سخنرانان بسیار متنوع و جالب است. ( بعد از عمل اعلام می شود )
دوستان از دو رادیو ابراز آمادگی کردند که سخنرانی ها را ضبط کرده و بعدا آن لاین قرار دهند که در اینجا آدرس را اعلام خواهم کرد.
چنانچه زن هستید، و مایل به شرکت در سمینار آن لاین به این طریق عمل کنید
1ـ پالتالک را اینستال کنید، برای اینستال پالتالک سایت صدای ما با عکس و تفضیل راهنمای خوبی گذاشته است که می توانید از آن استفاده کنید، آخرین ورشن پالتالک را هم در همان جا می توانید اینستال کنید ، در این محل بخوانید
2ـ اسمی را که مایل هستید و با آن خود را در پالتالک معرفی کرده اید به آدرس میل من بفرستید
3ـ ساعت 9 شب به وقت تهران و 6.5 به وقت اروپا آن لاین باشید. به اتاق دعوت خواهید شد.
لازم به توضیح است که اتاق به شکل بسته اداره خواهد شد و به نحو معمولی قابل جستجو و یافتن نخواهد بود ، شرکت در اتاق با دعوت انجام خواهد شد.
شاید این تصمیم به نظرتان غریب بیاید ولی اگر در گفت و شنود سال گذشته حضور می داشتید و می دید که چه آشفتگی ای در گفت و گو ها وجود داشت ، شما هم حق می دادید که برای برگزاری یک سمینار جدی در روی نت قدری پیشگیری ها ضروری است.

